1
00:02:23,410 --> 00:02:25,220
‫قانون دوم ترمودینامیک:

2
00:02:25,770 --> 00:02:28,640
‫گرما هرگز نمی‌تونه خودبه‌خود از
‫یه جسم سردتر به یه جسم گرم‌تر منتقل بشه،

3
00:02:28,640 --> 00:02:30,400
‫مگر اینکه اثرات دیگه‌ای به جا بذاره،

4
00:02:31,270 --> 00:02:35,010
‫یا غیرممکنه که بشه گرمای یه منبع واحد رو
‫کاملاً به کار تبدیل کرد،

5
00:02:35,010 --> 00:02:36,780
‫بدون اینکه اثرات دیگه‌ای به وجود بیاد،

6
00:02:37,930 --> 00:02:41,980
‫یا اینکه تو یه واکنش گرمایی برگشت‌ناپذیر،
‫آنتروپی همیشه افزایش پیدا می‌کنه.

7
00:02:44,760 --> 00:02:46,340
‫فرار از بارِ افزایش آنتروپی

8
00:02:46,340 --> 00:02:48,330
‫و خلق کردن چیزی از هیچ...

9
00:02:48,330 --> 00:02:50,140
‫قدرت جادوگرها واقعاً چیز به درد بخوریه.

10
00:02:53,710 --> 00:02:54,620
‫بیا تو.

11
00:02:58,700 --> 00:03:00,700
‫صبح بخیر، اعلی‌حضرت.

12
00:03:01,880 --> 00:03:02,700
‫باروف.

13
00:03:03,380 --> 00:03:05,200
‫کاری که ازت خواستم رو انجام دادی؟

14
00:03:05,200 --> 00:03:06,850
‫انجام شد، اعلی‌حضرت.

15
00:03:07,240 --> 00:03:09,520
‫جادوگر ظهر اعدام شد.

16
00:03:09,520 --> 00:03:11,020
‫زندانی یه گونی رو سرش بود،

17
00:03:11,020 --> 00:03:12,960
‫برای همین هیچ‌کس متوجه چیز عجیبی نشد.

18
00:03:12,960 --> 00:03:14,770
‫خیلی هم عالی.

19
00:03:14,770 --> 00:03:16,850
‫حالا، یه سری اطلاعات برام آماده کن.

20
00:03:16,850 --> 00:03:18,850
‫بله. چی لازم دارید؟

21
00:03:19,340 --> 00:03:22,110
‫یه گزارش خلاصه از وضعیت تجارت،

22
00:03:22,110 --> 00:03:24,960
‫مالیات‌ها و هزینه‌های ثابتِ شهر مرزی
‫تو ده سال گذشته می‌خوام.

23
00:03:24,960 --> 00:03:26,850
‫دیگه... بذار فکر کنم...

24
00:03:28,330 --> 00:03:30,850
‫برای کارگاه‌های تو شهر،

25
00:03:30,850 --> 00:03:33,070
‫مثل آهنگری‌ها، نساجی‌ها و سفالگری‌ها،

26
00:03:33,070 --> 00:03:34,800
‫یه آمار از تعداد و وسعتشون در بیار،

27
00:03:34,800 --> 00:03:36,600
‫و یه گزارش دقیق بهم بده.

28
00:03:36,600 --> 00:03:38,650
‫پراکندگی جمعیت و

29
00:03:38,650 --> 00:03:40,070
‫شغل‌های مردم شهر مرزی رو هم توش بیار.

30
00:03:38,650 --> 00:03:40,070
‫اعلی‌حضرت،

31
00:03:40,850 --> 00:03:42,650
‫اینا رو برای چی می‌خواید؟

32
00:03:43,510 --> 00:03:45,720
‫نگران نباش. فقط آماده‌شون کن.

33
00:03:45,720 --> 00:03:47,370
‫چشم.

34
00:03:47,370 --> 00:03:51,260
‫اعلی‌حضرت، یعنی بالاخره
‫«فرمان سلطنتی» رو جدی گرفتید؟

35
00:03:52,420 --> 00:03:53,960
‫فرمان سلطنتی؟

36
00:04:01,100 --> 00:04:02,020
‫خط‌الرأس باد سرد

37
00:04:01,500 --> 00:04:04,290
‫جرالد فرماندهیِ دژ نظامیِ
‫«خط‌الرأس باد سرد» رو بر عهده داره.

38
00:04:04,290 --> 00:04:05,020
‫والنسیا

39
00:04:04,290 --> 00:04:06,860
‫تیموتی رو مرکز اقتصادیِ «والنسیا» نظارت می‌کنه.

40
00:04:07,770 --> 00:04:08,520
‫بندر آبِ زلال

41
00:04:07,770 --> 00:04:10,720
‫گارسیا کنترل بندر تجاریِ
‫«آبِ زلال» رو تو دست داره.

42
00:04:10,720 --> 00:04:11,520
‫شهر نقره‌ای

43
00:04:10,720 --> 00:04:13,180
‫تیلی مرکز فرهنگیِ «شهر نقره‌ای» رو می‌چرخونه.

44
00:04:13,500 --> 00:04:16,600
‫شهر مرزی

45
00:04:13,500 --> 00:04:16,600
‫و من به این «شهر مرزی»
‫متروکه تبعید شدم.

46
00:04:17,100 --> 00:04:19,330
‫باروف، با این اوصاف،

47
00:04:19,330 --> 00:04:21,710
‫فکر می‌کنی چقدر شانس برنده شدن دارم؟

48
00:04:23,000 --> 00:04:24,700
‫راحت باش. می‌تونی راستش رو بگی.

49
00:04:24,700 --> 00:04:28,650
‫خب، قلمروی هر کدوم از
‫اعلی‌حضرت‌ها نقاط قوت خودشون رو دارن.

50
00:04:28,650 --> 00:04:32,720
‫در مقایسه با اونا، رسیدن به دستاورد خاصی
‫تو شهر مرزی خیلی سخته.

51
00:04:33,320 --> 00:04:37,110
‫تازه، با در نظر گرفتنِ عملکرد گذشته‌ی شما

52
00:04:37,110 --> 00:04:39,980
‫و جایگاهی که بین نجیب‌زاده‌های پایتخت دارید،

53
00:04:39,980 --> 00:04:42,720
‫سخته بشه برتری خاصی براتون متصور شد.

54
00:04:43,460 --> 00:04:44,520
‫حق با توئه.

55
00:04:45,270 --> 00:04:48,430
‫برای همینه که باید یه راه دیگه
‫برای تحت تأثیر قرار دادنِ پدرم پیدا کنم.

56
00:04:48,820 --> 00:04:50,770
‫باروف، بذار یه سؤالی ازت بپرسم:

57
00:04:51,350 --> 00:04:53,180
‫چه کسی واقعاً بر این پادشاهی حکومت می‌کنه؟

58
00:04:53,180 --> 00:04:54,980
‫خب، معلومه که

59
00:04:54,980 --> 00:04:58,500
‫خاندان سلطنتیِ گری‌کسل،
‫یعنی ویمبلدون‌ها، اعلی‌حضرت.

60
00:04:58,500 --> 00:05:00,000
‫اون فقط یه توهمه.

61
00:05:01,060 --> 00:05:04,410
‫حاکمان واقعیِ این پادشاهی
‫تو گری‌کسل نیستن،

62
00:05:01,060 --> 00:05:04,970
‫پایتخت سلطنتی، گری‌کسل

63
00:05:04,410 --> 00:05:07,020
‫بلکه اینجان.

64
00:05:05,600 --> 00:05:07,020
‫شهر مقدس، هرمس

65
00:05:07,340 --> 00:05:10,020
‫شهر مقدس، هرمس.

66
00:05:10,020 --> 00:05:13,580
‫اگه فقط کسایی که پاپ تاج‌گذاری‌شون می‌کنه
‫پادشاه مشروع حساب بشن،

67
00:05:13,580 --> 00:05:16,450
‫پس این حکومت غیرمذهبی
‫فقط یه عروسک خیمه‌شب‌بازی دستِ کلیساست.

68
00:05:16,450 --> 00:05:19,200
‫خواهر و برادرام هر چقدر هم که
‫قلمروشون رو آباد کنن،

69
00:05:19,200 --> 00:05:21,730
‫در نهایت همه‌چیز مالِ کلیساست.

70
00:05:22,350 --> 00:05:25,820
‫اگه بتونم پادشاهی‌ای بسازم که
‫زیر سلطه‌ی کلیسا نباشه،

71
00:05:25,820 --> 00:05:29,060
‫اون‌وقت تاج و تخت قطعاً مال من می‌شه.

72
00:05:29,370 --> 00:05:32,550
‫باروف، تو همیشه حامیِ وفادارِ
‫خاندان سلطنتی بودی.

73
00:05:32,550 --> 00:05:36,460
‫تو هم نمی‌تونی دخالت‌های بیش از حدِ کلیسا
‫تو امور کشورداری رو تحمل کنی، مگه نه؟

74
00:05:36,460 --> 00:05:38,560
‫حق با شماست،

75
00:05:38,560 --> 00:05:41,130
‫اما قدرت کلیسا خیلی ریشه‌داره،

76
00:05:41,130 --> 00:05:42,700
‫و حمایت مردم رو هم داره.

77
00:05:42,700 --> 00:05:44,340
‫ما چیکار می‌تونیم بکنیم؟

78
00:05:44,340 --> 00:05:47,180
‫حمایت مردم از کلیسا به خاطر دروغ‌هاشونه.

79
00:05:47,180 --> 00:05:49,790
‫اگه بتونیم ثابت کنیم که کلیسا داره دروغ می‌گه،

80
00:05:49,790 --> 00:05:51,560
‫دیگه ازش حمایت نمی‌کنن.

81
00:05:52,340 --> 00:05:56,060
‫مثلاً، جادوگرها در واقع
‫تجسم شیطان نیستن.

82
00:05:56,060 --> 00:05:59,640
‫پس برای همینه که اون جادوگر رو نجات دادید.

83
00:05:59,640 --> 00:06:03,530
‫باروف، تو بیست ساله که
‫«معاون» وزیر خزانه‌داری هستی، درسته؟

84
00:06:03,530 --> 00:06:05,040
‫بله.

85
00:06:05,040 --> 00:06:09,180
‫اگه من تو فرمان سلطنتی پیروز بشم،
‫پیشوند «معاون» از عنوانت حذف می‌شه.

86
00:06:09,180 --> 00:06:11,920
‫یا شایدم حتی مقام بالاتری. مثلاً،

87
00:06:11,920 --> 00:06:13,310
‫«دستِ پادشاه».

88
00:06:14,160 --> 00:06:15,310
‫باروف،

89
00:06:15,920 --> 00:06:17,740
‫تصمیمات منو زیر سؤال نبر.

90
00:06:26,180 --> 00:06:27,340
‫اعلی‌حضرت چی گفتن؟

91
00:06:29,790 --> 00:06:30,730
‫چی شده؟

92
00:06:32,720 --> 00:06:33,580
‫باروف!

93
00:06:34,200 --> 00:06:36,040
‫اصلاً سعی کردی یه کم
‫باهاش منطقی حرف بزنی؟

94
00:06:36,670 --> 00:06:38,010
‫اصلاً به حرفم گوش می‌دی؟

95
00:06:38,010 --> 00:06:39,560
‫یه جای کارِ این قضیه جادوگره می‌لنگه.

96
00:06:39,560 --> 00:06:41,590
‫فقط قضیه جادوگره نیست.

97
00:06:41,590 --> 00:06:44,430
‫یه مشکلی تو خودِ
‫اعلی‌حضرت رولند هست.

98
00:06:44,430 --> 00:06:46,130
‫آره، یه جای کار می‌لنگه.

99
00:06:46,130 --> 00:06:47,610
‫این موضوع جدیه.

100
00:06:47,610 --> 00:06:49,990
‫اگه خبرش درز کنه
‫و هرمس بفهمه،

101
00:06:49,990 --> 00:06:51,290
‫حسابی تو دردسر می‌افتیم.

102
00:06:52,240 --> 00:06:54,720
‫هی، نرو!
‫توضیح بده ببینم!

103
00:07:09,640 --> 00:07:10,950
‫قرارداد؟

104
00:07:11,510 --> 00:07:12,560
‫متوجه نمی‌شم.

105
00:07:12,560 --> 00:07:14,380
‫یه جور توافق‌نامه‌ست.

106
00:07:14,380 --> 00:07:16,630
‫به محض اینکه صفحه آخر رو امضا کنی،

107
00:07:16,630 --> 00:07:19,520
‫تو و اعلی‌حضرت واردِ
‫یه رابطه‌ی کاریِ برابر می‌شید.

108
00:07:19,520 --> 00:07:21,560
‫کاریِ... برابر؟

109
00:07:21,990 --> 00:07:26,090
‫بله. اعلی‌حضرت دقیقاً روی این
‫کلمه تأکید داشتن: برابر.

110
00:07:26,090 --> 00:07:27,440
‫تو کار می‌کنی،

111
00:07:27,440 --> 00:07:31,560
‫و اعلی‌حضرت ماهیانه
‫یه سکه طلای سلطنتی بهت حقوق می‌دن.

112
00:07:33,670 --> 00:07:37,580
‫این... از درآمدِ یه سالِ
‫بابام هم بیشتره.

113
00:07:38,440 --> 00:07:39,560
‫اشتباهی نشده؟

114
00:07:39,560 --> 00:07:43,010
‫حقوقت رو شخصِ
‫اعلی‌حضرت رولند تعیین کردن.

115
00:07:43,010 --> 00:07:44,450
‫هیچ اشتباهی در کار نیست.

116
00:07:44,450 --> 00:07:47,000
‫پس... شاهزاده...

117
00:07:47,480 --> 00:07:49,000
‫ازم می‌خواد چیکار کنم؟

118
00:07:50,610 --> 00:07:52,300
‫از کسی مثل من؟

119
00:07:54,340 --> 00:07:55,270
‫خانم آنا.

120
00:08:04,810 --> 00:08:07,050
‫حالت چطوره؟
‫دیشب خوب خوابیدی؟

121
00:08:07,050 --> 00:08:08,680
‫بله، خیلی خوب.

122
00:08:08,680 --> 00:08:10,080
‫عالیه.

123
00:08:10,080 --> 00:08:12,010
‫با توجه به چیزهایی که پشت سر گذاشتی،

124
00:08:12,010 --> 00:08:14,740
‫باید بیشتر استراحت می‌کردی،
‫ولی وقتمون کمه.

125
00:08:14,740 --> 00:08:16,180
‫بعداً برات جبران می‌کنم.

126
00:08:16,690 --> 00:08:17,910
‫چی شده؟

127
00:08:17,910 --> 00:08:19,620
‫من متوجه نمی‌شم.

128
00:08:19,620 --> 00:08:22,440
‫اعلی‌حضرت، چرا این کارو کردید؟

129
00:08:22,440 --> 00:08:23,610
‫منظورت چیه؟

130
00:08:23,610 --> 00:08:25,520
‫چرا منو نجات دادید؟

131
00:08:25,520 --> 00:08:27,810
‫و اون قرارداد...

132
00:08:28,150 --> 00:08:29,790
‫می‌خواید براتون چیکار کنم؟

133
00:08:34,020 --> 00:08:35,930
‫عصر قشنگیه.

134
00:08:35,930 --> 00:08:36,840
‫بیا یکم قدم بزنیم.

135
00:08:36,840 --> 00:08:37,650
‫ها؟

136
00:08:49,200 --> 00:08:50,250
‫اعلی‌حضرت.

137
00:08:52,270 --> 00:08:53,800
‫چرا منو نجات دادید؟

138
00:08:54,480 --> 00:08:56,850
‫من آدم کشتم.
‫باید مجازات بشم.

139
00:08:57,400 --> 00:09:00,340
‫منظورت نجات دادنِ
‫جونِ پدرت از دستِ یه راهزنه؟

140
00:09:01,040 --> 00:09:02,820
‫به نظرم این فقط دفاع از خود بود.

141
00:09:02,820 --> 00:09:04,390
‫تو کاری رو کردی که هر کس دیگه‌ای هم می‌کرد.

142
00:09:06,160 --> 00:09:09,750
‫ولی حتی اگه از کارم بگذرید،

143
00:09:10,480 --> 00:09:12,030
‫من یه جادوگرم،

144
00:09:12,480 --> 00:09:15,340
‫تجسمِ شیطان.

145
00:09:15,340 --> 00:09:18,560
‫این گناهِ ذاتی پاک‌شدنی نیست.

146
00:09:29,630 --> 00:09:31,890
‫خانم آنا، این گل تقدیم به شما.

147
00:09:33,830 --> 00:09:34,890
‫ممنونم.

148
00:09:35,700 --> 00:09:38,010
‫گل مرکبات... خیلی قشنگه.

149
00:09:38,010 --> 00:09:39,060
‫آره.

150
00:09:39,060 --> 00:09:42,310
‫ولی می‌دونستی گل مرکبات
‫به شدت سمیه؟

151
00:09:46,030 --> 00:09:47,000
‫شوخی کردم.

152
00:09:50,270 --> 00:09:52,270
‫گل مرکبات آخه چطوری می‌تونه سمی باشه؟

153
00:09:52,270 --> 00:09:53,640
‫این یه چیزِ بدیهی نیست مگه؟

154
00:09:53,640 --> 00:09:55,720
‫با این حال وقتی گفتم سمیه،

155
00:09:55,720 --> 00:09:57,640
‫ناخودآگاه ولش کردی.

156
00:09:57,640 --> 00:09:59,150
‫گل مرکبات هنوز همون گل مرکباته.

157
00:09:59,150 --> 00:10:00,930
‫ماهیتش که عوض نشده.

158
00:10:00,930 --> 00:10:03,430
‫چیزی که عوض شد، دیدگاهِ ما نسبت بهش بود.

159
00:10:03,430 --> 00:10:06,740
‫یعنی می‌گید در مورد جادوگرها هم همین‌طوره؟

160
00:10:07,540 --> 00:10:08,590
‫دقیقاً.

161
00:10:09,200 --> 00:10:12,200
‫به نظر من، قدرت یه جادوگر
‫مثل همین گله.

162
00:10:12,200 --> 00:10:13,630
‫جفتشون محصولِ طبیعتن.

163
00:10:13,630 --> 00:10:15,150
‫ذاتاً نه خوبن نه بد.

164
00:10:15,150 --> 00:10:17,520
‫این حرفایی که در مورد شیطان و ناپاکی می‌زنن،

165
00:10:17,520 --> 00:10:19,380
‫فقط نظرِ آدم‌هاست.

166
00:10:19,380 --> 00:10:22,380
‫و چون فقط یه نظره،
‫پس می‌شه تغییرش داد، مگه نه؟

167
00:10:22,380 --> 00:10:26,600
‫اعلی‌حضرت،
‫طرز فکرتون خیلی ساده‌لوحانه‌ست.

168
00:10:27,520 --> 00:10:31,010
‫این قدرت... واقعاً ترسناکه.

169
00:10:29,240 --> 00:10:31,680
‫مادر!

170
00:10:33,310 --> 00:10:35,020
‫حق با کلیساست.

171
00:10:35,690 --> 00:10:39,130
‫قدرت جادوگر همون قدرت شیطانه.

172
00:10:39,960 --> 00:10:41,890
‫جادوگرها تجسمِ خودِ شیطانن.

173
00:10:42,700 --> 00:10:46,890
‫این قدرت هر کسی رو که
‫بهم نزدیک بشه می‌کشه.

174
00:10:48,160 --> 00:10:50,360
‫باید همین الان اعدامم کنید.

175
00:11:00,620 --> 00:11:03,510
‫اگه مصمم به مردنی،
‫هیچ‌کس نمی‌تونه جلوت رو بگیره.

176
00:11:03,510 --> 00:11:05,550
‫ولی مردن مشکلی رو حل نمی‌کنه.

177
00:11:05,550 --> 00:11:07,100
‫فقط فرار کردن ازشه.

178
00:11:07,100 --> 00:11:09,630
‫نگرشِ پدرت به جادوگرها عوض نمی‌شه.

179
00:11:09,630 --> 00:11:13,050
‫و تمام چیزهایی هم که
‫از دست دادی برنمی‌گردن.

180
00:11:18,170 --> 00:11:20,560
‫یا اینکه می‌تونی یه راه دیگه رو انتخاب کنی،

181
00:11:21,450 --> 00:11:25,060
‫و با من دنیای جدیدی بسازی که
‫جادوگرها بتونن توش آزادانه زندگی کنن.

182
00:11:30,200 --> 00:11:33,060
‫تو اون دنیا، دیگه مجبور نیستی
‫با ترس زندگی کنی.

183
00:11:33,650 --> 00:11:35,180
‫مجبور نیستی قایم بشی.

184
00:11:35,180 --> 00:11:38,990
‫مجبور نیستی قدرتت رو مخفی کنی
‫یا از هویتت خجالت بکشی.

185
00:11:38,990 --> 00:11:41,640
‫در عوض، می‌تونی زندگی‌ای که می‌خوای رو انتخاب کنی،

186
00:11:41,640 --> 00:11:44,060
‫و از قدرتت برای کمک به بقیه استفاده کنی.

187
00:11:44,060 --> 00:11:47,780
‫به نظر من، همین یه کار می‌تونه
‫این دنیای پر از رنج رو تغییر بده.

188
00:11:47,780 --> 00:11:49,590
‫درست مثل همین گل مرکبات،

189
00:11:49,590 --> 00:11:52,780
‫که نمادِ مقاومت تو شرایط سخته.

190
00:11:53,290 --> 00:11:56,310
‫این هرگز نمی‌تونه قدرتِ شیطان باشه.

191
00:11:56,310 --> 00:11:58,200
‫قراردادی که بهت دادم

192
00:11:58,200 --> 00:12:01,210
‫دعوتیه برای اینکه این کار رو با من انجام بدی.

193
00:12:04,350 --> 00:12:06,930
‫دلم می‌خواد برگردم مدرسه،

194
00:12:07,580 --> 00:12:09,750
‫با بچه‌ها تو کلاس بلندبلند درس بخونم،

195
00:12:09,750 --> 00:12:11,650
‫و تو دشت‌ها آواز بخونم.

196
00:12:12,560 --> 00:12:16,690
‫دوست دارم تو آینده،
‫مثل پروفسور کارل بشم،

197
00:12:17,310 --> 00:12:19,580
‫هر روز کنار بچه‌ها باشم،

198
00:12:20,370 --> 00:12:22,540
‫و بهشون خوندن و نوشتن یاد بدم.

199
00:12:25,570 --> 00:12:26,620
‫اعلی‌حضرت...

200
00:12:30,260 --> 00:12:31,310
‫یعنی می‌شه یه روز...

201
00:12:32,980 --> 00:12:34,770
‫واقعاً می‌رسه؟

202
00:12:37,170 --> 00:12:38,220
‫می‌رسه.

203
00:12:39,890 --> 00:12:42,390
‫تا زمانی که با هم کار کنیم.

204
00:12:52,340 --> 00:12:54,780
‫حاضرم امتحانش کنم.

205
00:12:55,700 --> 00:12:57,390
‫باید چیکار کنم؟

206
00:13:08,750 --> 00:13:11,870
‫اول باید یاد بگیری قدرتت رو کنترل کنی.

207
00:13:12,800 --> 00:13:15,530
‫از حالا به بعد، اینجا زمین تمرینت می‌شه.

208
00:13:19,650 --> 00:13:21,650
‫باید کاملاً روی این قدرت مسلط بشی،

209
00:13:21,650 --> 00:13:25,310
‫و دما، زاویه و هر چیز دیگه‌ای رو کنترل کنی.

210
00:13:32,110 --> 00:13:34,970
‫فقط دوباره لباساتو نسوزونی.

211
00:13:34,970 --> 00:13:36,720
‫یا هر چیز دیگه‌ای رو.

212
00:14:59,250 --> 00:15:01,630
‫دیشب گزارش‌های صنعتی سال گذشته رو بررسی کردم

213
00:15:01,630 --> 00:15:02,690
‫و متوجه شدم که

214
00:15:02,690 --> 00:15:05,850
‫تنها صنعت مهم تو شهر مرزی معدنه.

215
00:15:05,850 --> 00:15:08,130
‫که نه تنها شامل سنگ ساختمانی می‌شه،

216
00:15:08,130 --> 00:15:11,640
‫بلکه مقدار زیادی هم سنگ معدن فلزات و سنگ‌های قیمتی داره.

217
00:15:12,480 --> 00:15:14,540
‫حالا به این صورت‌حساب مالی نگاه کن.

218
00:15:14,540 --> 00:15:16,810
‫درآمد مالی پارسال تقریباً صفر بوده.

219
00:15:16,810 --> 00:15:20,080
‫تازه، سوابق تجاری فقط چند تا معامله سنگ معدن رو نشون می‌ده

220
00:15:20,080 --> 00:15:21,690
‫و یه سری خرید و فروش کالاهای آهنی،

221
00:15:21,690 --> 00:15:23,720
‫که همه‌شون هم با «شهر بید» انجام شده.

222
00:15:24,250 --> 00:15:27,850
‫این درآمد ناچیز به زور خرج و مخارج شهر رو می‌ده.

223
00:15:27,850 --> 00:15:30,510
‫بیشتر تولیدات معدن اصلاً ثبت نشدن.

224
00:15:30,510 --> 00:15:33,520
‫هیچ سندی هم از هزینه‌های زندگی روزمره یا مالیات‌ها نیست.

225
00:15:33,520 --> 00:15:36,480
‫با این حساب، به نظر می‌رسه شهر مرزی اصلاً تولیدات کشاورزی نداره.

226
00:15:36,480 --> 00:15:38,790
‫اگه همه مشغول کار تو معدنن،

227
00:15:38,790 --> 00:15:41,520
‫غذای روزمره‌شون رو از کجا میارن؟

228
00:15:42,090 --> 00:15:47,340
‫اعلی‌حضرت، کل دیشب رو بیدار بودید و این گزارش‌ها رو می‌خوندید؟

229
00:15:47,340 --> 00:15:49,910
‫با این همه گزارش، حتماً خیلی...

230
00:15:51,360 --> 00:15:53,220
‫آره، یه کم طول کشید.

231
00:15:53,550 --> 00:15:55,840
‫من قبلاً در مورد قلمروم خیلی کم می‌دونستم.

232
00:15:55,840 --> 00:15:57,620
‫همه‌چیز رو به تو سپرده بودم،

233
00:15:57,620 --> 00:16:00,220
‫در حالی که خودم فقط مشغول خوش‌گذرونی بودم.

234
00:16:00,510 --> 00:16:02,540
‫متأسفم. از زحماتت ممنونم.

235
00:16:03,290 --> 00:16:04,090
‫اعلی‌حضرت...

236
00:16:04,090 --> 00:16:07,220
‫از حالا به بعد، کاری که باید رو انجام می‌دم.

237
00:16:07,220 --> 00:16:08,720
‫لطفاً تمام تلاشت رو بکن تا کمکم کنی.

238
00:16:09,760 --> 00:16:14,160
‫من مطیع اوامر شما هستم و تمام تلاشم رو می‌کنم.

239
00:16:14,980 --> 00:16:17,840
‫اعلی‌حضرت، راستش تا سال گذشته،

240
00:16:17,840 --> 00:16:20,270
‫تمام سنگ معدن تولید شده تو شهر مرزی

241
00:16:20,270 --> 00:16:23,360
فقط ‫با غذای دژ «آواز طولانی» معاوضه می‌شد.

242
00:16:23,360 --> 00:16:25,120
‫معاوضه؟ مگه فروخته نمی‌شد؟

243
00:16:24,720 --> 00:16:35,720
‫دژ آواز طولانی

244
00:16:25,120 --> 00:16:26,990
‫از چشمِ دژ آواز طولانی،

245
00:16:26,990 --> 00:16:29,650
‫شهر مرزی چیزی جز دارایی اونا نیست.

246
00:16:29,650 --> 00:16:33,670
‫اونا فقط یه جیره بخورنمیر می‌دن تا کارگرا بتونن سر پا بمونن و کار کنن.

247
00:16:30,270 --> 00:16:35,720
‫شهر مرزی

248
00:16:33,670 --> 00:16:36,610
‫اصلاً نمی‌شه بهشون گفت شریک تجاری.

249
00:16:36,610 --> 00:16:38,100
‫قبل از اومدنِ شما،

250
00:16:38,100 --> 00:16:41,150
‫ارباب قبلیِ شهر مرزی، یعنی بارون بوریس،

251
00:16:41,150 --> 00:16:43,580
‫همیشه مطیع دستوراتِ دژ بود،

252
00:16:43,580 --> 00:16:48,220
‫و در ازای جیره‌ای ناچیز، تمام سنگ‌های معدن رو دو دستی تقدیمشون می‌کرد.

253
00:16:49,200 --> 00:16:51,680
‫بارون بوریس... یادمه.

254
00:16:51,680 --> 00:16:53,580
‫آدم عجیبی بود.

255
00:16:53,580 --> 00:16:55,200
‫من اومدم و قلمروش رو گرفتم.

256
00:16:55,200 --> 00:16:57,390
‫قابل درکه که ازم خوشش نیاد.

257
00:16:57,930 --> 00:16:59,430
‫ولی منطقی که نگاه کنیم،

258
00:16:59,430 --> 00:17:01,600
‫از اونجایی که شهر مرزی قلمرو خودش بود،

259
00:17:01,600 --> 00:17:03,340
‫حتی اگه به نفع خودش هم بود،

260
00:17:03,340 --> 00:17:06,730
‫باید می‌خواست که سنگ‌های معدن رو منصفانه معامله کنه، مگه نه؟

261
00:17:07,440 --> 00:17:09,270
‫این سنگ‌ها باارزشن.

262
00:17:09,270 --> 00:17:13,170
‫با اینکه بوریس و شوالیه‌هاش به همراه چند تا نجیب‌زاده‌ی دیگه،

263
00:17:13,170 --> 00:17:15,780
‫به ظاهر اربابان شهر مرزی‌ان،

264
00:17:15,780 --> 00:17:19,100
‫ولی تو دژ آواز طولانی املاک دارن.

265
00:17:19,100 --> 00:17:23,780
‫منافع و کسب‌وکار شخصی‌شون به دژ آواز طولانی گره خورده.

266
00:17:23,780 --> 00:17:26,640
‫هیچ‌وقت قصد نداشتن شهر مرزی رو مدیریت کنن،

267
00:17:26,640 --> 00:17:29,410
‫و فقط به عنوان ناظرای دژ اینجا کار می‌کنن.

268
00:17:29,410 --> 00:17:31,700
‫اصلاً براشون پشیزی اهمیت نداره.

269
00:17:31,700 --> 00:17:35,630
‫تا زمانی که کارشون رو بکنن و در ازای سنگ معدن غذا بگیرن راضی‌ان.

270
00:17:35,630 --> 00:17:38,810
‫دژ هم یه سهمی از سود بهشون می‌ده.

271
00:17:38,810 --> 00:17:41,660
‫معاوضه گفتن بهش یه کم اغراق‌آمیزه.

272
00:17:41,660 --> 00:17:44,070
‫مهم نیست چقدر سنگ معدن بهشون بدیم،

273
00:17:44,070 --> 00:17:47,510
‫غذایی که می‌دن فقط برای زنده موندن کافیه.

274
00:17:47,510 --> 00:17:51,860
‫هزینه‌های روزمره شهر هنوزم به همون تجارتِ بخورنمیر با شهر بید وابسته‌ست.

275
00:17:51,860 --> 00:17:54,410
‫دژ حتی یه پاپاسی هم خرج نمی‌کنه.

276
00:17:56,480 --> 00:17:58,080
‫نمی‌تونیم اینطوری ادامه بدیم.

277
00:18:00,020 --> 00:18:02,550
‫همین الان تمام معاوضه‌ها رو با دژ متوقف کن.

278
00:18:02,550 --> 00:18:04,850
‫پس تأمین غذای آینده‌مون چی می‌شه؟

279
00:18:04,850 --> 00:18:07,020
‫شهر مرزی

280
00:18:05,300 --> 00:18:08,080
‫شهر مرزی یه تجارت واقعی رو شروع می‌کنه.

281
00:18:07,020 --> 00:18:10,220
‫دژ آواز طولانی

282
00:18:08,080 --> 00:18:11,600
‫تمام سنگ‌هایی که بار کشتی شدن رو تو شهر بید بفروش و پولش رو بگیر،

283
00:18:10,220 --> 00:18:13,600
‫شهر بید

284
00:18:11,600 --> 00:18:13,600
‫بعدش مستقیماً همونجا غذا بخر.

285
00:18:14,400 --> 00:18:17,800
‫ولی اگه شهر بید نخره چی؟

286
00:18:17,800 --> 00:18:21,460
‫هر چی باشه، اونا تا حالا همچین معامله‌ی بزرگی برای سنگ معدن نداشتن.

287
00:18:21,460 --> 00:18:24,300
‫می‌تونیم با نصف قیمت بازار بهشون بفروشیم.

288
00:18:24,300 --> 00:18:26,560
‫با این سود کلان، محاله رد کنن.

289
00:18:26,560 --> 00:18:27,810
‫نصف قیمت؟

290
00:18:27,810 --> 00:18:31,600
‫درسته. اینطوری بلافاصله یه سرمایه اولیه قابل توجه به دست میاریم

291
00:18:31,600 --> 00:18:33,100
‫و سریع بازار رو دستمون می‌گیریم.

292
00:18:33,100 --> 00:18:35,720
‫ولی با این قیمت پایین...

293
00:18:35,720 --> 00:18:37,210
‫تکلیف آینده چی می‌شه؟

294
00:18:37,210 --> 00:18:40,180
‫تو آینده، لزوماً قرار نیست فقط به شهر بید بفروشیم.

295
00:18:40,180 --> 00:18:42,020
‫به این نقشه نگاه کن، باروف.

296
00:18:40,190 --> 00:18:42,520
‫شهر مرزی

297
00:18:42,020 --> 00:18:43,680
‫شهر مرزی سرچشمه رودخونه‌ی آب‌سرخه،

298
00:18:43,020 --> 00:18:44,310
‫دژ آواز طولانی

299
00:18:43,680 --> 00:18:45,240
‫که از کل پادشاهی عبور می‌کنه.

300
00:18:45,100 --> 00:18:46,190
‫شهر بید

301
00:18:45,240 --> 00:18:48,880
‫به محض اینکه کشتی‌های کافی داشته باشیم، دیگه محدود به شهر بید نیستیم.

302
00:18:47,400 --> 00:18:48,230
‫شهر آب‌سرخ

303
00:18:48,880 --> 00:18:52,380
‫می‌تونیم روی رودخونه آب‌سرخ دریانوردی کنیم و با کل پادشاهی تجارت کنیم.

304
00:18:50,690 --> 00:18:52,770
‫شهر نقره‌ای

305
00:18:52,380 --> 00:18:56,180
‫رودخونه آب‌سرخ می‌شه جاده ابریشمِ شهر مرزی.

306
00:18:54,270 --> 00:18:56,190
‫پایتخت سلطنتی گری‌کسل

307
00:18:58,140 --> 00:18:59,770
‫اما اعلی‌حضرت،

308
00:18:59,770 --> 00:19:01,930
‫شهر مرزی که ابریشم تولید نمی‌کنه.

309
00:19:03,450 --> 00:19:05,020
‫این فقط یه استعاره بود.

310
00:19:05,020 --> 00:19:07,530
‫به هر حال، ما می‌تونیم از رودخونه آب‌سرخ استفاده کنیم

311
00:19:07,530 --> 00:19:09,680
‫و شرکای تجاریمون رو حسابی گسترش بدیم.

312
00:19:12,750 --> 00:19:16,110
‫اعلی‌حضرت، با اینکه گسترش تجارت عالیه،

313
00:19:16,110 --> 00:19:20,660
‫ولی این کار مثل این می‌مونه که لقمه رو از دهن دژ بکشیم بیرون.

314
00:19:20,660 --> 00:19:25,190
‫در این صورت، احتمالاً تو زمستون دیگه راهمون نمی‌دن.

315
00:19:25,190 --> 00:19:28,320
‫راهمون نمی‌دن؟ چرا باید زمستون رو تو دژ بگذرونیم؟

316
00:19:28,320 --> 00:19:31,600
‫اعلی‌حضرت، چطور تونستید اینو فراموش کنید؟

317
00:19:31,600 --> 00:19:34,430
‫زمستون مصادفه با ماه‌های شیاطین!

318
00:19:34,930 --> 00:19:36,430
‫ماه‌های شیاطین؟

319
00:19:36,430 --> 00:19:39,500
‫هر زمستون بعد از اولین بارش برف،

320
00:19:39,500 --> 00:19:42,660
‫دروازه‌های جهنم تو کوهستانِ تیغه اژدها باز می‌شه.

321
00:19:42,660 --> 00:19:45,670
‫حیواناتِ جنگل مه‌آلود تو غربِ شهر مرزی،

322
00:19:45,670 --> 00:19:47,590
‫توسط نیروی شیطانی فاسد می‌شن،

323
00:19:47,590 --> 00:19:51,120
‫و به جانوران شیطانیِ وحشی و تشنه به خون تبدیل می‌شن.

324
00:19:51,120 --> 00:19:54,840
‫اونا گله‌ای از جنگل مه‌آلود سرازیر می‌شن و به سمت شرق حمله می‌کنن،

325
00:19:54,840 --> 00:19:57,580
‫و همه‌چیز رو سر راهشون ویران می‌کنن.

326
00:19:57,580 --> 00:20:00,060
‫شهر مرزی دیوار دفاعی نداره.

327
00:20:00,060 --> 00:20:02,340
‫ما نمی‌تونیم در برابر یورش این جانورها مقاومت کنیم.

328
00:20:02,340 --> 00:20:05,480
‫بنابراین، هر زمستون ساکنین شهر مرزی

329
00:20:05,480 --> 00:20:08,910
‫مجبورن برای پناه گرفتن به دژ آواز طولانی تخلیه بشن.

330
00:20:08,910 --> 00:20:12,610
‫فقط دیوارهای بلند دژ و شوالیه‌های خبره‌شون

331
00:20:12,610 --> 00:20:15,050
‫می‌تونن جلوی حمله جانوران شیطانی دوام بیارن.

332
00:20:15,050 --> 00:20:18,000
‫فقط تو بهار سال بعد که جانورها عقب‌نشینی کردن،

333
00:20:18,000 --> 00:20:20,660
‫مردم می‌تونن به شهر مرزی برگردن.

334
00:20:20,660 --> 00:20:23,500
‫هر زمستون، ساکنین شهر مرزی مجبورن مهاجرت کنن.

335
00:20:24,520 --> 00:20:27,880
‫به عبارت دیگه، تا وقتی مشکل این جانوران شیطانی حل نشه،

336
00:20:27,880 --> 00:20:32,190
‫غیرممکنه بشه تو شهر مرزی پایگاهی ساخت، تجارت رو توسعه داد،

337
00:20:32,190 --> 00:20:33,810
‫در برابر دژ مقاومت کرد،

338
00:20:33,810 --> 00:20:36,870
‫یا حتی به آرزوی رسیدن به تاج و تخت فکر کرد.

339
00:20:36,870 --> 00:20:38,080
‫کارتر رو احضار کن.

340
00:20:39,080 --> 00:20:41,000
‫اعلی‌حضرت، نفراتی که خواستید رو آوردم.

341
00:20:41,000 --> 00:20:42,970
‫همه‌شون بیشتر از 5 ساله که تو شهر مرزی زندگی می‌کنن،

342
00:20:42,970 --> 00:20:44,980
‫و ماه‌های شیاطین رو تجربه کردن.

343
00:20:44,980 --> 00:20:46,980
‫این دو نفر کاپیتان‌های گشت شهر مرزی‌ان.

344
00:20:46,980 --> 00:20:49,840
‫هر سال تو ماه‌های شیاطین، اینا آتش‌های هشدار رو روشن می‌کنن.

345
00:20:49,840 --> 00:20:52,320
‫این شکارچی هم ادعا می‌کنه با جانوران شیطانی جنگیده

346
00:20:52,320 --> 00:20:54,330
‫و شخصاً 2 تاشون رو کشته.

347
00:20:57,890 --> 00:21:00,420
‫مراحل روشن کردن آتش‌های هشدار چطوریه؟

348
00:21:00,420 --> 00:21:02,090
‫بـ-بـ-بله...

349
00:21:02,090 --> 00:21:05,700
‫ا-اعلی‌حضرت...

350
00:21:06,210 --> 00:21:09,210
‫اگه جانوران شیطانی از جنگل مه‌آلود عبور کنن،

351
00:21:09,210 --> 00:21:11,350
‫ما می‌ریم و...

352
00:21:12,980 --> 00:21:15,340
‫خیلی خب، استرس نداشته باش. راحت باش.

353
00:21:15,990 --> 00:21:16,910
‫چشم...

354
00:21:17,640 --> 00:21:18,730
‫تو به جاش حرف بزن.

355
00:21:18,730 --> 00:21:19,350
‫چشم، قربان.

356
00:21:20,870 --> 00:21:24,020
‫پاسگاه گشت ما تو دامنه جنوبیِ کوهستان تیغه اژدهاست.

357
00:21:24,020 --> 00:21:25,810
‫جنگل مه‌آلود هم تو کوهپایه‌ست.

358
00:21:25,810 --> 00:21:29,330
‫هر سال اواخر پاییز، گشت ما به دقت جنگل مه‌آلود رو زیر نظر می‌گیره.

359
00:21:29,330 --> 00:21:32,390
‫هر وقت اثری از جانوران شیطانی ببینیم، فوراً آتش‌های هشدار رو روشن می‌کنیم.

360
00:21:32,390 --> 00:21:36,000
‫بعدش با یه قایق تندرو از رودخونه آب‌سرخ می‌ریم و تو دژ به بقیه ملحق می‌شیم.

361
00:21:36,000 --> 00:21:39,740
‫قایق تندرو؟ تو آب مورد حمله جانوران شیطانی قرار نمی‌گیرید؟

362
00:21:39,740 --> 00:21:43,270
‫اعلی‌حضرت، رودخونه آب‌سرخ جریان خیلی تندی داره و خیلی عمیقه.

363
00:21:43,270 --> 00:21:47,180
‫تو این همه سال، حتی یه مورد هم ندیدیم که جانور شیطانی ازش رد بشه.

364
00:21:47,180 --> 00:21:50,640
‫برج‌های هشدار کوهستان تیغه اژدها به ساحل رودخونه خیلی نزدیکه.

365
00:21:50,640 --> 00:21:53,350
‫ما سریع هم هستیم و معمولاً خطری تهدیدمون نمی‌کنه.

366
00:21:54,800 --> 00:21:56,350
‫ماه‌های شیاطین چقدر طول می‌کشه؟

367
00:21:56,650 --> 00:21:58,650
‫تقریباً 2 تا 3 ماه.

368
00:21:59,140 --> 00:22:01,350
‫وقتی تو شهر مرزی برف شروع می‌شه، دیگه بند نمیاد.

369
00:22:01,350 --> 00:22:03,590
‫برف فقط وقتی آب می‌شه که هوا دوباره صاف بشه.

370
00:22:03,590 --> 00:22:06,700
‫ماه‌های شیاطین هم فقط وقتی برف‌ها آب بشن تموم می‌شه.

371
00:22:06,700 --> 00:22:10,200
‫طولانی‌ترین ماه‌های شیاطینی که تجربه کردم مال 2 سال پیش بود.

372
00:22:10,730 --> 00:22:12,910
‫که نزدیک 4 ماه طول کشید.

373
00:22:12,910 --> 00:22:14,290
‫به خاطر گرسنگی،

374
00:22:14,290 --> 00:22:16,060
‫خیلی‌ها اون زمستون زنده نموندن.

375
00:22:16,630 --> 00:22:19,060
‫گرسنگی؟ مگه تو دژ آواز طولانی نبودید؟

376
00:22:20,780 --> 00:22:21,930
‫دژ...

377
00:22:22,870 --> 00:22:25,850
‫اونا بر اساس مقدار سنگ معدنی که می‌دیم بهمون غذا می‌دن.

378
00:22:25,850 --> 00:22:28,980
‫اگه دقیق جیره‌بندی کنیم، نهایتاً برای 3 ماه جواب می‌ده.

379
00:22:28,980 --> 00:22:30,920
‫غذای ماه چهارم تأمین نمی‌شد

380
00:22:30,920 --> 00:22:32,470
‫مگه اینکه یه محموله دیگه سنگ معدن بهشون می‌دادیم.

381
00:22:33,150 --> 00:22:35,410
‫اما ماه‌های شیاطین هنوز تموم نشده بود.

382
00:22:35,410 --> 00:22:38,850
‫راهی نبود که بتونیم برگردیم شهر مرزی و سنگ استخراج کنیم.

383
00:22:38,850 --> 00:22:40,640
‫تو اون ماه آخر،

384
00:22:40,640 --> 00:22:44,350
‫اونا فقط تماشا کردن که ما از گرسنگی تو دژ جون می‌دیم.

385
00:22:54,010 --> 00:22:57,020
‫گفتی یه بار 2 تا جانور شیطانی رو کشتی.

386
00:22:58,130 --> 00:23:00,160
‫بله، اعلی‌حضرت.

387
00:23:00,160 --> 00:23:03,200
‫یه نوعِ گرازی رو کشتم با یه نوعِ گرگی.

388
00:23:03,200 --> 00:23:05,180
‫گرازی؟ گرگی؟

389
00:23:05,810 --> 00:23:07,020
‫منظورت چیه؟

390
00:23:07,020 --> 00:23:10,100
‫جانوران شیطانی در واقع حیوانات وحشیِ جهش‌یافته‌ن.

391
00:23:10,100 --> 00:23:12,780
‫جهش باعث می‌شه بعضی از غرایز اولیه‌شون تشدید بشه.

392
00:23:12,780 --> 00:23:14,410
‫حیوون قبل از جهش هر چی درنده‌تر باشه،

393
00:23:14,410 --> 00:23:16,750
‫بعدش وحشتناک‌تر می‌شه.

394
00:23:16,750 --> 00:23:20,000
‫مثلاً، نوع گرازی پوست پشتش بی‌نهایت سفته.

395
00:23:20,000 --> 00:23:22,640
‫حتی کمان‌های صلیبی هم از فاصله 50 متری به زور سوراخش می‌کنن.

396
00:23:22,640 --> 00:23:24,590
‫نوع گرگی خیلی تند می‌تونه بدوه.

397
00:23:24,590 --> 00:23:27,640
‫برای کشتنش، باید از قبل تله بذاری.

398
00:23:28,060 --> 00:23:29,830
‫قوی‌ها قوی‌تر می‌شن، سریع‌ها سریع‌تر.

399
00:23:29,830 --> 00:23:32,000
‫ولی در نهایت فقط حیوونن، مگه نه؟

400
00:23:32,000 --> 00:23:33,170
‫درسته،

401
00:23:33,170 --> 00:23:35,280
‫پس اونا ترسناک‌ترین دشمنا نیستن.

402
00:23:35,280 --> 00:23:38,120
‫ترسناک‌ترینشون دورگه‌ها هستن.

403
00:23:38,120 --> 00:23:40,220
‫اونا تجسم خودِ شیطانن.

404
00:23:40,220 --> 00:23:43,670
‫فقط جهنم می‌تونه
‫همچین هیولاهایی خلق کنه.

405
00:23:43,670 --> 00:23:44,920
‫دورگه‌ها...

406
00:23:45,570 --> 00:23:46,540
‫تا حالا یکیشون رو دیدی؟

407
00:23:47,010 --> 00:23:49,020
‫قدرتِ یه شیر رو دارن،

408
00:23:49,020 --> 00:23:50,800
‫بال‌های یه عقاب،

409
00:23:50,800 --> 00:23:52,490
‫و می‌تونن مسافت‌های کوتاه رو پرواز کنن.

410
00:23:52,490 --> 00:23:54,130
‫اونا می‌دونن کجایی.

411
00:23:54,130 --> 00:23:55,510
‫هر چقدر هم خوب قایم بشی،

412
00:23:55,510 --> 00:23:59,170
‫با حس بویاییِ تیزشون پیدات می‌کنن
‫و باهات بازی می‌کنن.

413
00:23:59,170 --> 00:24:02,880
‫انگار از دیدن جون کندنِ شکارشون
‫لذت می‌برن.

414
00:24:04,020 --> 00:24:06,380
‫حتماً تعداد این هیولاها
‫زیاد نیست، مگه نه؟

415
00:24:06,380 --> 00:24:07,940
‫بله، اعلی‌حضرت.

416
00:24:07,940 --> 00:24:10,270
‫تو هر دوره از ماه‌های شیاطین،
‫فقط 2 یا 3 تا ازشون پیدا می‌شه.

417
00:24:10,270 --> 00:24:12,150
‫خوشبختانه، با اینکه بال دارن،

418
00:24:12,150 --> 00:24:14,020
‫فقط می‌تونن تو ارتفاع کم سُر بخورن.

419
00:24:14,020 --> 00:24:15,630
‫وگرنه، حتی دیوارهای

420
00:24:15,630 --> 00:24:17,680
‫دژ آواز طولانی هم
‫نمی‌تونست جلوشون رو بگیره.

421
00:24:21,230 --> 00:24:24,020
‫اسمت چیه؟
‫چرا سرت رو انداختی پایین؟

422
00:24:24,540 --> 00:24:25,580
‫سرت رو بیار بالا.

423
00:24:27,280 --> 00:24:28,530
‫اون از قبیله موجینه.

424
00:24:28,530 --> 00:24:30,390
‫یه مرد از اهالی شنزار که تبعید شده، اعلی‌حضرت.

425
00:24:31,410 --> 00:24:32,390
‫اهل شنزار؟

426
00:24:33,520 --> 00:24:34,560
‫مهم نیست کی هستی،

427
00:24:34,560 --> 00:24:36,650
‫تا وقتی تو شهر مرزی هستی،
‫مردمِ منی.

428
00:24:37,320 --> 00:24:38,400
‫سرت رو بیار بالا.

429
00:24:38,400 --> 00:24:41,150
‫اسمت رو بهم بگو.

430
00:24:41,150 --> 00:24:42,970
‫اسم من... تبر آهنیه.

431
00:24:43,250 --> 00:24:44,750
‫آفرین، تبر آهنی.

432
00:24:44,750 --> 00:24:46,390
‫شجاعتت بی‌جواب نمی‌مونه.

433
00:24:47,200 --> 00:24:49,910
‫از بقیه شما هم به خاطر
‫خدمات و اطلاعاتتون ممنونم.

434
00:24:49,910 --> 00:24:52,800
‫به هر کدومتون به عنوان پاداش
‫10 سکه نقره سلطنتی داده می‌شه.

435
00:24:52,800 --> 00:24:53,590
‫می‌تونید برید.

436
00:24:53,590 --> 00:24:56,390
‫بله. ممنون، اعلی‌حضرت.

437
00:25:01,970 --> 00:25:02,640
‫کارتر.

438
00:25:02,640 --> 00:25:03,330
‫بله.

439
00:25:04,480 --> 00:25:05,530
‫با من بیا.

440
00:25:05,530 --> 00:25:06,700
‫بله، اعلی‌حضرت.

441
00:25:25,720 --> 00:25:29,090
‫هر زمستون، با اولین نشونه‌ها
‫از ردپای جانوران شیطانی،

442
00:25:29,090 --> 00:25:31,430
‫گشت‌ها برجک هشدار رو روشن می‌کنن.

443
00:25:39,640 --> 00:25:43,220
‫بعدش، از کوه سرازیر می‌شن پایین

444
00:25:43,720 --> 00:25:45,980
‫به سمت نزدیک‌ترین ساحل رودخونه آب‌سرخ.

445
00:25:48,420 --> 00:25:52,740
‫کارتر، به نظرت از اینجا
‫تا ساحل رودخونه تقریباً چقدر راهه؟

446
00:25:53,200 --> 00:25:54,340
‫تقریباً...

447
00:25:55,180 --> 00:25:56,560
‫حدود 2000 فوت (تقریباً 0.6 کیلومتر).

448
00:25:58,880 --> 00:26:01,290
‫اعلی‌حضرت، جسارتم رو ببخشید،

449
00:26:01,290 --> 00:26:03,060
‫ولی چرا دارید اینا رو بررسی می‌کنید؟

450
00:26:04,400 --> 00:26:07,950
‫نگید که... قصد دارید
‫زمستون رو تو شهر مرزی بگذرونید؟

451
00:26:07,950 --> 00:26:08,790
‫دقیقاً.

452
00:26:09,520 --> 00:26:10,990
‫نه تنها من نمی‌رم،

453
00:26:10,990 --> 00:26:13,270
‫بلکه اون 2000 نفر ساکن
‫شهر مرزی هم جایی نمی‌رن.

454
00:26:13,270 --> 00:26:15,060
‫همه، زمستون رو همینجا می‌مونن.

455
00:26:15,520 --> 00:26:18,380
‫این... این دیوونگیه، اعلی‌حضرت!

456
00:26:18,380 --> 00:26:20,090
‫ما فقط چند ده تا نگهبان داریم.

457
00:26:20,090 --> 00:26:22,290
‫چطوری می‌تونیم در برابر
‫یورش جانوران شیطانی دفاع کنیم؟

458
00:26:22,290 --> 00:26:25,060
‫قلعه شما نمی‌تونه بیشتر از 2000 نفر
‫ساکن شهر مرزی رو تو خودش جا بده!

459
00:26:25,530 --> 00:26:28,190
‫فقط دژ آواز طولانی
‫می‌تونه همه ما رو تو خودش جا بده

460
00:26:28,190 --> 00:26:30,210
‫و در برابر حمله
‫جانوران شیطانی مقاومت کنه.

461
00:26:30,210 --> 00:26:31,570
‫کافیه، کارتر.

462
00:26:31,570 --> 00:26:33,530
‫البته که نمی‌خوام اینجا بمیرم،

463
00:26:33,530 --> 00:26:35,200
‫مردمم رو هم به امان خدا ول نمی‌کنم.

464
00:26:35,970 --> 00:26:37,600
‫میدون نبرد ما اینجاست.

465
00:26:38,230 --> 00:26:39,560
‫ما همینجا می‌ایستیم و مقاومت می‌کنیم.

466
00:26:39,560 --> 00:26:42,230
‫جانوران رو در هم می‌شکنیم
‫و از شهر مرزی دفاع می‌کنیم.

467
00:26:42,890 --> 00:26:44,060
‫چی دارید می‌گید؟

468
00:26:45,640 --> 00:26:49,200
‫منظورم اینه که ما همینجا
‫در برابر جانوران شیطانی دفاع می‌کنیم.

469
00:26:49,200 --> 00:26:53,450
‫ما قوی‌ترین دیوار رو همینجا می‌سازیم.

